دریافت اطلاعات ...
 
روابط عمومی دانشگاه صنعت نفت
سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴

اگر دولت ایران سهامدار دارسی می شد، نیازی به ملی كردن نفت بود؟
 
آرمان ملی: نزدیك70 سال از كودتای 28 مرداد سال 32 می گذرد. در طول این 70 سال روایت های مختلف و یكسانی از این واقعه شده است. در آن زمان ایران یك منبع درآمد به نام نفت داشت و بریتانیای استعمارگر منابع نفت ایران را از ابتدا تا قبل از ملی شدن صنعت نفت غارت می كرد. اما ایرانی ها به رهبری دكتر مصدق در ...
آرمان ملی: نزدیك70 سال از كودتای 28 مرداد سال 32 می گذرد. در طول این 70 سال روایت های مختلف و یكسانی از این واقعه شده است. در آن زمان ایران یك منبع درآمد به نام نفت داشت و بریتانیای استعمارگر منابع نفت ایران را از ابتدا تا قبل از ملی شدن صنعت نفت غارت می كرد. اما ایرانی ها به رهبری دكتر مصدق در برابر بریتانیا ایستادند و انگلستان و آمریكا با یكدیگر تبانی كرده و كودتای 28 مرداد را رقم زدند و دولت مرحوم مصدق را سرنگون كرده و دوباره بر منابع نفتی ما مسلط شدند.صادق زیبا كلام معتقد است هرساله در 28 مرداد اعلام می شود كه این مصدق بود كه به آمریكایی ها اعتماد كرد و این اعتماد به كودتای 28 مرداد منتهی شد. از این رو نباید به آمریكایی ها اعتماد كنیم و نظام ایران حق دارد هیچ مراوده ای با آمریكا نداشته باشد. آقای دكتر داستان پیدا شدن نفت در ایران به چه زمانی بازمی گردد. موضوع قرارداد انگلیسی ها در ایران تحت عنوان دارسی چه بود؟

از اواخر قرن 19 به تدریج در نتیجه انقلاب صنعتی در غرب نیاز به انرژی تشدید می شود. البته موتور محرك انقلاب صنعتی، زغال سنگ بود اما به تدریج از نیمه دوم قرن 19 توجه به نفت به عنوان جایگزین زغال سنگ بیشتر می شود. زیرا نفت مزیت های بی شماری نسبت به زغال سنگ به عنوان سوخت داشته اما مشكل اینجا بود كه این ماده در حقیقت در اروپا نفتی وجود نداشت. در این معنا كه نفت در جایی ارزش پیدا كرده بود كه یك بشكه نفت هم نبود. در قرن 19 نفت فقط در آمریكا كشف و استخراج می شد. به علاوه در نیمه دوم قرن نوزدهم در قفقاز یعنی همین باكو و جمهوری آذربایجان نفت وجود داشت. منتها آمریكا خود در حال صنعتی شدن بود بنابراین نفت را برای صنایع خود نیاز داشت. به علاوه انتقال نفت از آمریكا به اروپا كار پرهزینه ای بود ایضا انتقال نفت منطقه قفقاز هم به اروپا هم گران تمام می شد. از این رو آنها در آسیا و آفریقا و خاورمیانه به دنبال نفت آمدند و در سال های پایانی قرن 19 غربی های زیادی از هلند و اتریش و آلمان و فرانسه به دنبال نفت به ایران آمدند و هزینه كردند به نفت هم نرسیدند.

چرا با وجود این موارد و شكست كشورهای نامبرده، ویلیام ناكس دارسی در ایران به دنبال نفت بود؟

در ایران آثار و علائم نشان می داد كه نفت وجود دارد. طبق همین علائم به تدریج سر و كله ویلیام ناكس دارسی پیدا شد. دارسی ها خانواده انگلیسی بودند كه مركز فعالیت آنها در استرالیا بود و معادن طلا و زغال سنگ در آنجا پیدا كرده بودند. از این رو به دنبال توسعه بودند و نهایتا توانستند امتیاز دارسی را از دولت ایران و با رشوه به مظفرالدین شاه و دیگران بگیرند و امتیاز دارسی را از آن خود می كند. البته سرمایه گذاری با دارسی بود؛ یافتن نفت با دارسی بود و 16 درصد از درآمد دارسی به دولت ایران می رسید.

دارسی در مسیر كشف نفت با چه چالش هایی در ایران مواجه می شود؟

دارسی چندین بار در ایران در آستانه ورشكستگی قرار می گیرد. با این وجود در مسجدسلیمان امروزی حسب اطلاعات زمین شناسی به دنبال نفت بودند. از این رو 120 سال قبل شروع به كار كردن در ایران كرد. كار كردن در ایران بسیار دشوار بوده چون تجهیزات حفاری را به بوشهر می آوردند و از آنجا با شتر و قاطر این وسایل را 400 كیلومتر حمل می كردند و به آغاجاری امروزی منتقل می كردند و در آن منطقه گرم و خشك چادر زده و به دنبال نفت بودند. از دید ایرانی ها هم دارسی هم مانند هلندی ها در حال تلف كردن وقت و پول خود بود و بعد از كلی هزینه چیزی به دست نیاورده بودند. دارسی حدود 4 الی 5 سال در ایران خرج می كند اما به تنها چیزی كه می رسند، نمك بوده است.

پس دارسی هم مانند سایرین به چاه نمك خورد و ورشكسته شد اما چرا از ایران نرفت؟

دارسی در اندیشه ترك ایران بود كه تحول مهمی در نیروی دریایی انگلستان اتفاق افتاد و آن اینكه سوخت ناوگان دریایی انگلستان از زغال سنگ در حال تبدیل به نفت بود. در نتیجه دولت انگلستان بر اساس نیازی كه به نفت پیدا كرد مقداری وام در اختیار دارسی قرار داد تا در ایران به كار خود ادامه دهد. آن وام تمام می شود اما خبری از نفت نبود و دارسی در حال ورشكستگی در ایران بود كه دولت انگلستان یك سوم سهام دارسی را خریداری و مقداری پول از این طریق به دارسی تزریق می شود اما باز هم از نفت خبری نبوده . نهایتا دارسی6 الی 7 سال بعد با كلی بدهی تصمیم می گیرد كه از ایران برود و یك سری از تجهیزات خود را به بوشهر و بعد با كشتی با لندن می برد.

آقای زیباكلام چه نتیجه ای با گفتن داستان دارسی ورشكسته در ایران می خواهید بگیرید؟

ببینید اولین درسی كه باید بگیریم این است كه در طول آن سال ها كه دارسی به جای نفت به صخره و نمك و آب می رسید و دولت انگلستان روی مصالح بلندمدت به آنها كمك می كرد، هیچ ایرانی حاضر نشد یك ریال به دارسی وام بدهد یا سهام این شركت را بخرد مثلا اعلام كند كه یك سوم از سهام شما را اگر انگلستان می خرد 5، درصد آن را هم به ما بفروشید. نه حاج امین ضراب ، نه بازار ، نه قبایل عشایر هیچ كدام حاضر نبودند با دارسی شریك شوند. از دیدگاه آنها اقدامات دارسی حماقت بود. چون وسط بیابان های بدون آب و علف خوزستان دنبال نفت می گشتند. آن هم در حالی كه امنیت هم نداشتند. در آن زمان جنوب ایران در اختیار عشایر بود، به آرامی مشروطه خواهان دور هم گرد آمده بودند. حكومت مركزی در ایران بسیار ضعیف شده و تسلطی به جنوب نداشت. همچنین دارسی مجبور بود به قبایل پول بپردازد تا امنیت آنها حفظ شود و به كاروان های آنها حمله ای نشود.

دارسی در ایران به نفت رسید یا نه؟

دقیقا همان سال های آخركه برخی از تجهیزات خود را از ایران برده بودند یكی از چاه های آنها به نفت رسید. سهام دارسی به شدت رشد كرد و تمام تجهیزاتی را كه بار كشتی كرده بودند، بازگرداندند و از این مرحله به بعد همه حاضر به سرمایه گذاری در دارسی شدند الا ایران! از این روز به بعد سكه دارسی روی غلتك می افتد. اما با توجه به اینكه یك سوم سهام دارسی در دست بریتانیا بود و نفت برای این كشور اهمیت داشت، بر مدیریت این شركت مسلط می شوند. البته باید 400 كیلومتر لوله گذاری می كردند و نفت را به خلیج فارس منتقل می نمودند.

پس چرا در ایران پالایشگاه زدند؟

دولت بریتانیا در دوگانگی افتاده بود كه آیا باید نفت را در ایران تصفیه كند یا به اروپا بفرستند. در اروپا همه جور امكاتاتی بود اما در ایران هیچ امكاناتی نبود. به علاوه در ایران امنیت هم نبود. اما نفت ایران سنگین بود و عملا با حجم كم كشتی های حمل نفت در آن روز نفت با قیمت بالایی به اروپا می رسید. در هر حال شركت تصمیم گرفت كه در ایران پالایشگاه بسازد كه مناسب ترین مكان نیز آبادان بود. شركت آبادان را در آن زمان از شیخ خزعل كه چند سالی بود كلا آن قسمت را از ایران جدا كرده بود، می خرد و توافق رسمی با قبایل جنوب بسته و 3 درصد از درآمد آن را به قبایل جنوب می دهد و آبادان تبدیل به پالایشگاه بزرگ می شود و البته مهندسان هندی هم به پالایشگاه آورده می شوند و ایرانی ها هم كه دانش فنی نداشتند نهایتا كارگر بودند. در آن زمان پالایشگاه آبادان بزرگ ترین پالایشگاه جهان بوده است.

ایرانی ها و دولت ایران با دیدن آن همه تشكیلات بزرگ در آبادان به طمع نیفتادند كه وارد مذاكره با این شركت برای افزایش سهم خود شوند؟

بله دولت ایران به شركت مراجعه می كند و پاسخ آنها این است كه قرارداد همان 16 درصد است. به نظر این درخواست هم غیرمنطقی بوده است. مثل اینكه شما مغازه ای را اجاره داده باشید كار مستاجر سكه شود و بیاید جلوی درب مغازه كه هنوز قرارداد به سر رسید نرسیده است درخواست كنید كه مبلغ قرارداد اضافه شود. آن زمانی كه دارسی داشت از ایران می رفت به آنها نگفتند كه بمانید و پالایش كنید و ما پول می پردازیم. از این رو بین دولت ایران و دارسی اختلافاتی ایجاد شد. دولت ایران می گفت آن3 درصد سهم عشایر را هم به دولت ایران بدهید اما دارسی می گفت كه عشایر امنیت ما را تامین می كنند و ارتش بریتانیا كه نمی تواند در ایران امنیت برقرار كند. شما امنیت را برقرار كنید آن3 درصد برای دولت ایران اما دولت مقتدری در ایران وجود نداشته كه آن 3 درصد را بگیرد .

رضا شاه كه شیخ خزعل را هم سركوب كرد چرا با این شركت وارد تعامل نشد كه آن 3درصد را هم تصاحب كند؟

رضاخان می دانست پشت دارسی دولت انگلستان است و نمی تواند با این دولت طرف شود.مضاف بر این ، درآمد ایران از سود بود و وقتی سود شركت كم می شد، عملا پول دریافتی ایران هم كم می شد. از سوی دیگر رضاشاه هم می دانست كه توان اداره این شركت را ندارد. طی دو سال درآمد ایران از نفت كم شد و رضاخان هم تمایل داشت این مسئله حل شود و بارها تقی زاده را مامور مذاكره كرد و در نهایت تقی زاده را می خواهد كه مذاكرات چه شد؟ تقی زاده در حال توضیح است كه رضاشاه می گوید نفت را ملی كنید. در نهایت شركت اعلام می كند طبق قرارداد نمی توانید این كار را بكنید و نیروی دریایی انگلستان ایران را محاصره می كند و ایران به جامعه ملل شكایت می كند.

شكایت كه مورد رسیدگی قرار نمی گیرد پس چطور است كه سهم ایران افزایش می یابد؟

انگلستان اعلام می كند این مسئله بین دو دولت است و بهتر است مذاكره كنیم. ایران دو خواسته داشته اول اینكه تكلیف میزان سود مشخص شود و نباید با كاهش قیمت نفت سود سالانه ایران كاهش یابد. در نهایت شركت قبول می كند درآمد ایران از حجم نفت باشد. همچنین رضاخان می دانست كه توان اداره شركت را ندارد از این رو درخواست می كند كه تعدادی از مدیران شركت ایرانی باشند تا یك سال بعد در دانشگاه نفت آبادان بتواند ایرانی ها را تربیت كند. انگلستان هم امتیازاتی به دست می آورد. امتیاز دارسی 60 سال بوده و احتمالا 30 سال دیگر قرارداد تمام می شده است و تاسیسات برای ایران می مانده اما انگلیسی ها قرارداد را به 60 سال دیگر تمدید می كنند. امتیاز دیگری كه می گیرند این است كه ایران مالیات بر درآمد می خواهد كه شركت در نهایت به دولت انگلستان مالیات می پردازد . امتیاز دیگری كه ایران می گیرد این است كه امتیاز انحصاری با دارسی موكول به جنوب و غرب ایران می شود. 7 سال بعد هم ایران اشغال می شود.

بعد از سقوط رضاشاه ماجرای نفت ایران چه می شود؟

اتفاق خاصی دیگری كه در حوزه نفت در ایران می افتد این است كه روسیه طبق قراردادی می توانسته در ایران برای كشف نفت فعالیت كند و خواهان امتیاز نفت شمال می شوند. حزب توده هم از آن طرفداری می كند و اعلام می كند كه این امتیاز مثل امتیاز دارسی نیست و با ورود روس ها به نفت، ایرانی ها مشغول به كار می شوند. البته آن زمان شمال ایران تحت اشغال روس ها بود اما دكتر مصدق با امتیاز نفت شمال در مجلس چهاردهم مخالفت می كند. یكی از دلیلی هم كه روس ها از پیشوران حمایت می كنند، همین مقاومت مصدق بوده است. در آن مجلس كه بر اساس كوشش های مرحوم مصدق درخواست نمایندگان در مورد قرارداد نفت با انگلستان مطرح می شود.

این تحركات از مجلس چهاردهم شروع می شود اما چگونه به ملی شدن صنعت نفت می انجامد؟

این تحركات به پیشنهاد دكتر فاطمی و پیگیری مرحوم مصدق در مجلس شانزدهم مورد پیگیری قرار می گیرد و در 29 اسفند ماه نفت در ایران ملی می شود. مجلس هم تمایل می كند كه مصدق نخست وزیر شود شاه هم می پذیرد هر چند به خاطر مشكلات شاه و مصدق؛ بعدها موضوع كودتای 28 مرداد به وجود می آید.
   تاریخ: ۰۰:۳۹ - ۲۹/۰۵/۱۴۰۱   بازدید: ۱