دریافت اطلاعات ...
 
روابط عمومی دانشگاه صنعت نفت
سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴

ظالم و مظلوم كودتای 28 مرداد
 
در آستانه شصت و نهمین سالگرد وقوع كودتا در تهران و به دنبال آن سرنگونی دولت دكتر محمد مصدق، همچنان اما و اگرهای فراوانی در خصوص آن روز وجود دارد كه شاید یكی از مهم ترین آن ها نقل قول یرواند آبراهامیان است كه از عدم دعوت مصدق از طرفدارانش برای حضور در خیابان ها ابراز تعجب می كند. اتفاقی كه رقم ...


كبنا ؛در آستانه شصت و نهمین سالگرد وقوع كودتا در تهران و به دنبال آن سرنگونی دولت دكتر محمد مصدق، همچنان اما و اگرهای فراوانی در خصوص آن روز وجود دارد كه شاید یكی از مهم ترین آن ها نقل قول یرواند آبراهامیان است كه از عدم دعوت مصدق از طرفدارانش برای حضور در خیابان ها ابراز تعجب می كند. اتفاقی كه رقم زدن كودتا را برای افراد نزدیك به دربار تسهیل كرد و تاریخ ایران را وارد عرصه ای جدید كرد. كودتایی كه همچنان در خصوص عوامل موثر و شركت كننده در آن حرف و حدیث های فراوانی وجود دارد و برخی علاوه بر ترسیم نقش آفرینی دولت های خارجی در آن، نقش عوامل و سیاستمداران داخلی را بسیار پررنگ تر می دانند. مولفه ای كه شاید امروز بتوان از آن درس های پرشماری گرفت و سیاست كشور را به سمت مسیر صحیح با تاسی از آن سوق داد.
به گزارش كبنا، آرمان امروز در راستای بررسی مهم ترین علل وقوع كودتای 28 مرداد در ایران، با دكتر صادق زیباكلام، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی گفت وگویی داشته است كه در ادامه می خوانید.
كدام روایت در خصوص كودتای 28 مرداد به واقعیت نزدیك تر بوده است؟
نزدیك به 70 سال از كودتای 28 مرداد می گذرد و در این مدت روایت ها از آن برهه تاریخی كما بیش یكسان مانده است. در این مدت روایت اصلی این بوده است كه ایران یك درآمد نفتی عظیم داشته و دولت استعمارگر بریتانیا این منابع را به نفع خود مصادره می كرد و این روند چندین سال ادامه داشت. در این روایت آمده است كه زمانی كه ایران صنعت نفت را ملی كرد، بریتانیا و آمریكا با یكدیگرهمكاری كرده و با به راه انداختن یك كودتا، دولت مردمی دكتر مصدق را سرنگون كرده و بار دیگر منابع نفتی ایران را در اختیار گرفته اند. در این روایت كودتای 28 مرداد به شكلی تعریف می شود كه مولفه هایی نظیر ظالم و مظلوم دارد كه مشخصا مظلوم آن ایران است. پس از وقوع انقلاب اسلامی این روایت مورد بهره برداری برخی جریان ها قرار گرفت و در همین راستا آمریكاستیزی به یك اصل بدل شده و این اصل علیه غرب به كار گرفته شده است. همین امر سبب شد تا عدم اعتماد به آمریكا به اصلی اساسی در ایران بدل شود. بر همین اساس روابط و مراوده ها با آمریكا به حداقل رسید كه شاید یكی از علت های آن یك روایت یك طرفه در مورد كودتای 28 مرداد بود. در چنین شرایطی برای این كه روایتی نزدیك به واقعیت در دسترس قرار گیرد باید به پیشینه ورود بریتانیا به ایران پرداخت. پیشینه ای كه مشخصا رابطه تنگاتنگی با منابع انرژی ایران داشت و سبب شد تا تاریخ ایران به شكلی رقم بخورد كه واقعه 28 مرداد در آن پدید آید.
با این وجود كودتای 28 مرداد ریشه در اتفاقات سالیان قبل در ایران داشته است؟
باید توجه داشت كه وقوع انقلاب صنعتی در اروپا سبب شد تا دولت های این منطقه بیش از گذشته به سمت به دست آوردن منابع طبیعی در سراسر جهان حركت كردند تا بتوانند موتور انقلاب صنعتی را با سرعت بیشتر به حركت درآورند. این رویه تا اواخر قرن نوزدهم نیز ادامه داشت تا این كه نخستین منابع نفتی در جهان كشف شد و دولت ها به دنبال این بودند تا منابع نفتی را جایگزین سوخت هایی نظیر زغال سنگ كنند. آمریكا با توجه به این كه در مسیر صنعتی شدن قرار گرفته بود، نفت را برای صنایع خود نیاز داشت. از سوی دیگر انتقال نفت از آمریكا به اروپا بسیار پرهزینه بود. نفت قفقاز نیز برای اروپا یك منبع در دسترس نبود و به همین علت بریتانیایی ها به دنبال كشف منابع جدید نفتی بدون رقیب و سهل الوصول رفتند. آن ها مطالعات خود را در آفریقا و آسیا آغاز كردند و در سال های پایانی قرن نوزدهم نیز این رویه شدت بیشتری گرفت و نیروهایی از هلند، اتریش، فرانسه، بریتانیا و آلمان به ایران آمدند تا منابع جدید نفتی را كشف كنند. تلاش ها در ایران تا مدتی ناموفق بود و با وجود این كه هزینه های زیادی انجام شده اما این نیروها موفق به كشف نفت نشده بودند. این اتفاق در حالی رخ داد كه علائم زیادی وجود داشت كه ایران منابع نفتی قابل توجهی دارد. در همین مقاطع بود كه ویلیام دارسی عازم ایران شد. دارسی در خانواده ای انگلستانی به دنیا آمده بود كه مركز فعالیت آن ها در استرالیا بود و در آن جزیره معادن طلای قابل توجهی كشف كرده بودند. علاوه بر این خانواده دارسی منابع ملی زیاد و ناوگان كشتیرانی تجاری در اختیار داشتند و طبیعی بود كه او مانند سایر سرمایه داران به دنبال توسعه و منابع جدید بود. پس از كشف نفت در ایران، دارسی امتیاز استخراج نفت از دولت ایران را در زمان مظفرالدین شاه خریداری می كند. دارسی در این مسیر رشوه های زیادی پرداخت می كند تا موفق شود كه امتیاز دارسی را بدست آورد. این امتیاز به دور از فضای آن زمان نبود به این شكل كه سرمایه گذاری و استخراج نفت توسط دارسی انجام می شد و 16 درصد از درآمد نفتی نیز به دولت ایران می رسید. دارسی در آن سال ها چندین مرتبه تا آستانه ورشكستگی پیش می رود زیرا طبق اطلاعاتی كه جمع آوری كرده بودند، در شهر مسجدسلیمان منابع عظیم نفتی وجود داشت اما به آن دسترسی پیدا نمی كردند. 121 سال پیش فعالیت خود را به صورت جدی در ایران آغاز كردند و مسیر سختی در مقابل آن ها وجود داشت زیرا تجهیزات حفاری را از طریق دریا به بوشهر انتقال می دادند و از بوشهر این وسایل حفاری را به منطقه آقاجری امروزی منتقل می كردند كه كاری بسیار دشوار بود. فاصله زیاد، گرمای زیاد، سختی مسیر و عدم دسترسی در كوتاه مدت به نفت، سبب شده بود تا دارسی در شرایط سختی قرار گیرد. در ایران این باور بوجود آمده بود كه دارسی در حال هدر دادن وقت و پول خود است و در آن منطقه دست آوردی نخواهند داشت. قبل از دارسی سایر اروپایی ها نیز نتوانسته بودند به منابع نفتی در ایران دست پیدا كنند. دارسی در تلاشی 5 ساله موفق نمی شود تا به نفت دست پیدا كند و تصمیم می گیرد كه ایران را ترك كند. در آن برهه زمانی تحولی در نیروی دریایی قدرتمند بریتانیا رخ داد و مقرر شد تا سوخت تغییر كرده و از این پس به جای زغال سنگ از نفت در نیروی دریایی استفاده شود. نفت به علت این كه از زغال سنگ سبك تر بود مشخصا نظرات بیشتری را به سمت خود جلب كرد. نفت این امكان را به ناوگان بریتانیا می داد كه به آسانی مسیرهای دریایی را طی كنند. در چنین شرایطی دولت بریتانیا به دارسی وام می دهد تا با تلاش بیشتری به سمت استخراج نفت حركت كند اما باز هم به نتیجه نمی رسد و به نفت ایران دست پیدا نمی كند. در چنین شرایطی دولت انگلستان یك سوم سهم شركت دارسی را خریداری می كند و منابع مالی جدید به كمك شركت دارسی می آید اما باز هم حفاری ها بی نتیجه می ماند. پس از این شركت دارسی عزم خروج از ایران می كند و قسمتی از تجهیزات خود را نیز از ایران خارج كردند.

چگونه این تحولات در آینده سیاسی ایران تاثیرگذار شد؟
باید توجه داشت كه در این سال ها دارسی و دولت بریتانیا هزینه های زیادی كردند تا به منابع نفتی دست پیدا كنند و نگرشی آینده نگرانه داشتند اما هیچكس در داخل ایران از دارسی حمایت نكرد و به او منابع مالی و یا وام نداد. خرید یك سوم شركت دارسی از سوی دولت بریتانیا نیز هیچ انگیزه ای در ایرانیان ایجاد نكرد تا آن ها نیز قسمتی از سهام شركت دارسی را خریداری كنند. بازار، دولت و ملت نیز وارد این عرصه نشدند و برای آینده سرمایه گذاری نكردند. از نگاه ایرانیان حركت دارسی حماقت محض بود زیرا در میان بیابان ها و صخره های بی آب و علف خوزستان به دنبال نفت بود كه چندین سال نیز بی نتیجه بود. بریتانیایی ها در آن نقطه ایران با مساله امنیت نیز مواجه بودند زیرا حكومت مركزی در آستانه مشروطیت ضعیف شده بود و كنترلی بر مناطق دوردست وجود نداشت. به همین علت شركت دارسی مجبور بود پول هایی در اختیار قبایل و عشایر آن منطقه قرار دهد تا امنیتشان حفظ شود. حوالی سال 1907 و در حالی كه بریتانیا در حال خروج از ایران بود، در یكی از چاه ها بالاخره به نفت دست پیدا كردند. به دنبال این اتفاق سهام شركت دارسی به شدت افزایش یافت و تجهیزات خارج شده از ایران بار دیگر با اطلاع رسانی به داخل كشور برگردانده شد. از این مقطع زمانی به بعد است كه حضور بریتانیایی ها در ایران بیشتر می شود و عملا با توجه به این كه سهام قابل توجهی به دولت انگلستان رسیده است، آن ها در مدیریت آن مناطق و منابع نفتی بیشتر فعال شدند.
مساله ای كه در این میان برای انگلستانی ها به یك چالش تبدیل شده بود این بود كه نفت را در ایران و یا در اروپا تصفیه كنند. ایران در آن برهه زمانی نه امكانات و نه امنیتی نداشت. با این وجود ایران یك مزیت بزرگ داشت كه مانع انتقال نفت ایران به اروپا می شد. در آن مقطع زمانی كشتی های تجاری نمی توانستند حجم زیادی نفت حمل كنند و به همین علت انتقال نفت ایران بسیار دشوار بود. هزینه انتقال نفت از خلیج فارس به اروپا بسیار سنگین تمام می شد اما تصفیه نفت در داخل ایران به مراتب برای آن ها صرفه اقتصادی بیشتری داشت و نفت را برای آن ها ارزان تر از زغال سنگ می كرد. به همین علت تصفیه نفت در جنوب ایران آغاز می شود و نخستین پالایشگاه در آبادان تاسیس شد كه دسترسی خوبی به دریا و خلیج فارس داشت. نزدیكی به كارون و اروند رود از مزیت های دیگر ایران بود كه سبب شد در آن نقطه پالایشگاهی تاسیس شود. در آن مقطع زمانی شیخ خزعل به شكلی خوزستان را از ایران جدا كرده بود و به همین علت اختیار تام در خوزستان داشت و بر همین اساس آبادان را با دریافت مبالغی به انگلیسی ها واگذار می كند. شركت نفتی انگلستان برای حفظ امنیت خود سه درصد از درآمد نفتی را به قبایل عرب زبان و بختیاری زبان پرداخت می كند و تمامی شرایط برای تصفیه نفت در داخل ایران فراهم می شود. بر همین اساس آبادان به یك منطقه مهم تبدیل می شود و پالایشگاه بزرگی در آن نقطه ساخته می شود. مدیریت این مجموعه بر عهده انگلستانی ها بود و نیروهایی از هندوستان نیز وارد ایران شدند تا در مدیریت شكرت همكاری كنند و ایرانی ها نیز به عنوان كارگر در این مجموعه فعال شدند. در آن مقطع زمانی پالایشگاه آبادان بزرگ ترین پالایشگاه جهان بوده است و این عظمت تا سال 1357 نیز پابرجا بوده است و روزانه 500 هزار بشكه نفت را پالایش می كرده است در حالی كه پالایشگاه های ساخته شده در آینده صرفا می توانستند یكصد هزار بشكه نفت در روز پالایش كنند.
واكنش دولت ایران به توسعه زیاد صنایع نفتی در جنوب ایران چه بود؟
دقیقا از یك مقطع زمانی ایران بار دیگر توجهش به صنایع نفتی انگلستانی بیشتر شد و متوجه شد كه پول زیادی در این صنعت وجود دارد و خواهان سهم بیشتری از درآمد آن شد. انگلستانی ها اما طبق توافق امضا شده فقط 16 درصد از درآمد نفتی را به ایران پرداخت می كردند و حاضر نبودند تا سهم بیشتری پرداخت كنند. مشخصا زمانی كه یك مجموعه طبق قرارداد به یك طرف دیگر واگذار می شود نه می توان به علت موفقیت آن اجاره بیشتری دریافت كرد و نه می توان به علت عدم موفقیت اجاره كم تری پرداخت كرد اما تنش میان طرفین بالا گرفته بود و پرداخت سه درصدی از درآمد به قبایل جنوب كشور نیز به یك مورد اختلافی بدل شده بود و دولت مركزی خواهان این بود كه سه درصد باید به دولت مركزی پرداخت شود. انگلستان بر این باور بود كه در آن مقطع زمانی دولت نمی تواند تهران را امن نگه دارد چه برسد به مناطق دوردست كشور و به همین علت حاضر نبود آن سهم سه درصدی را به دولت پرداخت كند. این اختلاف ریشه در این مورد داشت كه در آن سال ها دولت مركزی قدرتمندی حاكم نبوده است. این روند تا زمان رضا شاه ادامه پیدا می كند تا در ان برهه زمانی تغییراتی ایجاد می شود. پس از دو دهه از فعالیت انگلستانی ها در خوزستان، یك دولت مركزی قدرتمند در تهران حاكم می شود. رضا شاه می دانست كه در خصوص این اختلاف با یك شركت انگلستانی طرف نیست و دولت بریتانیا پشت این شركت قرار دارد. با این وجود حاضر نبود نفوذ شیخ خزعل و انگلستانی ها در خوزستان را تحمل كند و به همین علت به دنبال كنترل كامل بر خوزستان و درآمد بیشتر از صنایع نفتی بود. نكته ای كه در این میان باعث اختلاف دیگر ده بود، منبع درآمد ایران بود كه از سود شركت پرداخت می شد و به علت این كه برخی اوقات سود شركت كاهش پیدا می كرد، درآمد ایران نیز كاهش پیدا می كرد و این مورد نیز باعث نارضایتی شده بود. با این وجود ایران هنوز به آن مرحله نرسیده بود كه بتواند تاسیسات نفتی را مدیریت كند و دانش كشور به این سطح نرسیده بود. در این میان اشخاصی نظیر تقی زاده برای مذاكره از سوی رضاشاه به سوی انگلستانی ها فرستاده می شوند اما توضیح شركت در مقابل این بوده است كه درآمد اصلی شركت نیز كاهش پیدا كرده و به همین علت در مدت دو سال اخیر پول كم تری به ایران پرداخت شده است. این توضیحات برای رضاشاه قابل قبول نبوده است و در سال 1933 كاسه صبر رضاشاه لبریز شده و مذاكره كنندگان با طرف انگلیسی را فرا می خواند و با تندخویی اسناد مذاكرات را از بین می برد و اعلام می كند كه شركت دیگر حقی ندارد و نفت باید ملی شود. در آن مقطع زمانی در ایران جشن گرفته می شود و رسانه ها از رضاشاه تعریف می كنند و عنوان می شود كه سلطه نظام انگلستان بر نفت ایران به پایان رسیده است. شركت انگلستانی در مقابل اعتراض می كند و نیروی دریایی انگلستان، آبادان را محاصره می كند و اجازه انتقال نفت را نمی دهد. در این مقطع زمانی رضاشاه عقب نشینی می كند و متوجه می شود كه به سادگی نمی توان نفت را ملی كرد. دولت ایران به جامعه ملل شكایت می كند اما شكایت ایران راه به جایی نمی برد و جامعه ملل عنوان می كند كه ایران و انگلستان باید خودشان مساله را حل و فصل كنند. دور جدید مذاكرات ایران و انگلستان منجر به قرارداد 1933 می شود. ایران در این میان دو خواسته داشته است. نخست این كه مساله درآمد ایران از سود مجزا شود كه مورد موافقت قرار نمی گیرد اما سهم ایران را بیشتر می كنند. خواسته دیگر ایران آموزش در حوزه صنایع نفتی بود و از طرف انگلستانی خواست تا به نیروهای ایرانی آموزش های لازم داده شود. علاوه بر این ایران خواهان این بود كه سالانه تعدادی از پرسنل ایرانی شوند و بر همین اساس دانشكده نفت آبادان تاسیس می شود تا ایرانیان در ان مركز تربیت شوند تا صنایع نفتی به مرور با استفاده از پرسنل ایرانی مدیریت شود.
انگلستان در مقابل چه امتیازی بدست آورد؟

در آن مقطع زمانی حدود 30 سال از زمان قرارداد دارسی باقی مانده است اما این زمان به 60 سال ارتقا داده می شود و این امتیاز مهمی است كه انگلستان بدست آورد. علاوه بر این مساله مالیات بر درآمد نیز مطرح شد كه شركت انگلستانی زیر بار آن نیز نمی رفت. علت مخالفت شركت انگلستانی این بود كه آن ها معتقد بودند مالیات را به دولت انگلستان می دهند. در قرارداد 1933 این مساله تایید می شود كه شركت به دولت ایران مالیات پرداخت نكند و ایران نیز صرفا از صادرات درآمد داشته باشد و دیگر در سود و ضرر ضریك نباشد. ایران در این میان یك امتیاز دیگر نیز می گیرد و انحصار نفت را از انگلستان گرفته شد و سایر كشورها نیز این اجازه را پیدا كردند تا در سایر نقاط ایران اكتشافاتی انجام دهند. بر همین اساس شمال و شرق ایران قابلیت اكتشاف از سوی سایر كشورها را داشتند. پس از این توافق دیگر مشكلی پیش نمی آید. حدود 7 سال بعد رضا شاه توسط متفقین ساقط می شود. پس از این، مساله نفت شمال با شوروی پیش می آید اما اختلاف دیگری با انگلیسی ها پیش نمی آید. شوروی بر همین اساس خواهان حق امتیاز نفت شمال می شود و حزب توده نیز از این خواسته شوروی حمایت می كند. حزب توده عملا به دستگاه تبلیغاتی شوروی در داخل ایران بدل می شود و عنوان می كند كه شوروی با ورود به ایران، اشتغال افرینی می كند و سهم بیشتری به دولت پرداخت خواهد كرد و باعث رشد شمال كشور می شود و شوروی اهدافی استعمارگرایانه ندارد. این درخواست ها در حالی مطرح می شد كه قسمتی از خاك ایران در اشغال شوروی قرار داشت.
سرانجام امتیاز نفت شمال چه شد؟
در این مقطع زمانی دكتر مصدق وارد میدان می شود و با توجه به این كه رضا شاه ساقط شده بود، مجلس به قدرت اصلی كشور تبدیل می شود و مجلس چهاردهم با اعطای امتیاز نفت شمال مخالفت می كند. در این میان حزب توده وارد میدان می شود و دكتر نصدق را عامل آمریكا و انگلستان معرفی می كند اما با این وجود باز هم امتیازی به شوروی داده نمی شود. این رویه به خوبی پیش می رود تا بار دیگر در سال 1329 شمسی، نفت به مساله اصلی كشور بدل می شود. مردم در این مقطع زمانی بار دیگر اعتراض می كنند كه امتیاز زیادی به انگلستان داده می شود و قرارداد 1933 را یك خیانت از سوی رضاشاه می دانند. مردم بار دیگر معترض می شوند و خواهان گرفتن حق مردم از انگلستان می شوند و می خواهند درآمد بیشتری از نفت داشته باشند. مسائل اجتماعی به شكلی هم سو می شود كه نفت اولویت اصلی كشور می شود. حزب توده كه نتوانسته بود برای شوروی امتیازی بدست آورد، با داشتن امتیاز از سوی انگلستان نیز مخالفت می كند و به همین شكل كل جریان های داخلی علیه قرارداد 1933 قیام می كنند. در مجلس شانزدهم این حركت جدی تر می شود و با پیشنهاد دكتر حسن فاطمی لایحه ملی شدن نفت به مجلس می رود و در 29 اسفند، بالاخره نفت ملی می شود.
روایت انگلستان در خصوص این اتفاقات چه مقوله ای است؟
انگلستان بر این باور است كه از دهه های پیش در ایران سرمایه گذاری زیادی كرده و موفق شده است كه نفت را كشف و پس از آن استخراج كند و تاسیسات زیادی برای تصفیه و استخراج در ایران ساخته است و بر همین اساس باید حق چند ساله خود را بدست آورد. در ان فضضای ملی گرایانه آن سال ها هیچكس به حرف و خواسته بریتانیا توجه نمی كرد وصرفا این روند در پیش گرفته شده بود كه نفت به صورت كلی ملی شود. جبهه ملی، مذهبیون و حتی توده ای ها مواضع نزدیكی علیه انگلستان اتخاذ می كنند و در همین برهه زمانی است كه مصدق برای نخست وزیری پیشنهاد داده می شود و محمدرضا شاه به اجبار با این پیشنهاد موافقت می كند و حدود 28 ماه نیز به عنوان نخست وزیر باقی می ماند. در این مقاطع زمانی اما هیچكس به معاهدات توجه نكرد و همین امر سبب شد تا انگلستان به دشمن ایران بدل شود.
منبع خبر:
کبنا نیوز
   تاریخ: ۰۱:۳۴ - ۲۹/۰۵/۱۴۰۱   بازدید: ۱